سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
301
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
سپس طلحه رو به حضرت كرد و گفت : همهء آنچه گفتى و ادعا كردى حق است ، و آنچه از سابقه و فضيلت كه با آنها استدلال كردى ما هم اقرار مىكنيم و قبول داريم ولى در بارهء خلافت ، اين پنج نفر به آنچه شنيدى شهادت دادند ! جواب اوّل : معاهده بر صحيفهء ملعونه ( 1 ) در اينجا على عليه السّلام به پا خاست و از سخن طلحه به غضب آمد و چيزى را كه كتمان مىكرد فاش نمود و مطلبى را روشن كرد كه در روز مرگ عمر فرموده بود ولى مردم مقصود آن حضرت را نفهميده بودند « 30 » . حضرت رو به طلحه كرد و در حالى كه مردم مىشنيدند فرمود : اى طلحه ، به خدا قسم نوشتهاى كه روز قيامت با آن خدا را ملاقات كنم محبوبتر از نوشتهء اين پنج نفر نيست كه در حجة الوداع در خانهء كعبه بر سر وفاى به آن هم پيمان شدند كه : « اگر خداوند محمد را بكشد يا بميرد يك ديگر را بر ضدّ من كمك كنند و پشتيبانى نمايند تا به خلافت نرسم » « 31 » ! جواب دوم : حديث غدير ( 2 ) حضرت فرمود : اى طلحه ، دليل بر بطلان آنچه بدان شهادت دادند « 32 » ، سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است كه در روز غدير خم فرمود : « هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارترم على هم نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر است » . من چگونه مىتوانم بر آنان صاحب اختيارتر از خودشان باشم در حالى كه آنان اميران و حاكمان بر من باشند ؟ !
--> ( 30 ) در بحار : ج 8 قديم ص 22 و 27 روايت كرده كه وقتى عمر مرد و جنازهء او را در كفن پيچيدند ، امير المؤمنين عليه السّلام نگاهى به جنازهاش كرد و فرمود : « هيچ كس را بيشتر دوست ندارم كه با صحيفه و نوشتهاش خدا را ملاقات كنم مانند اين به كفن پيچيده » ، كه اكثر مردم منظور حضرت را نفهميدند . در عبارات فوق امير المؤمنين عليه السّلام منظور از صحيفه را بيان فرموده است . ( 31 ) « ب » و « د » : كه خلافت به من نرسد . ( 32 ) « ج » خ ل : دليل بر بطلان آنچه بدان شهادت دادند و بر صحت آنچه من گفتم . . . .